خبرگزاري علمي دانانيوز
پنجشنبه 18/6/1389
صفحه اصلي | ارسال خبر | سفارش تبليغات | پيوندها | تماس با ما | RSS
دانانيوز در نشاني اينترنتي http://dananews.ir و http://dananews.org و http://dananews.netدر دسترس شماست *براي ديدن تازه ترين اخبار هرگروه روي عناوين (تب) گروهها کليک کنيد.*راهبرد دانانيوز؛ هويت ديني، تاريخ و تمدن ايراني، عزت و اقتدار ملي و جهاني * دانانيوز؛ عرصه بيان و انعکاس اخبارتلاشها و موفقيتهاي شما و زمينه اي براي مثبت انديشي و مثبت زيستي است. ياري و همراهي شما، ضامن موفقيت دانانيوز است. شما مي توانيد از طريق لينک ارسال خبر و يا تماس با ما اخبار و ديدگاههاي ارزشمندتان را براي ما ارسال نمائيد.*دانانيوز در نشاني اينترنتي http://dananews.ir و http://dananews.org در دسترس شماست**راهبرد دانانيوز؛ هويت ديني، تاريخ و تمدن ايراني، عزت و اقتدار ملي و جهاني.*
گزيده اخبار
ارسال اين خبر به دوستان
29/8/1387 | ساعت 11:50:10 | كدخبر: 697 | بازديد: 3537

:

بحران امروز، فردای اقتصاد؛ درگفتگو با دکتر فرامرز اکرمی، پژوهشگر و مدرس اقتصاد سیاسی




برنامه های توسعه اقتصادی باید متکی به درآمد های پایدار و با ثبات تدوین و اجرا شود و سرنوشت کشور، اقتصاد ومعیشت ورفاه مردم نباید به درآمد های احتمالی و غیرقابل پیش بینی و ناپایدارگره زده شود. رفتاری که سبب می شود برنامه ریزی ها بی ثبات و امید به آینده کمرنگ شود.

بحران امروز، فردای اقتصاد

درگفتگوی"  دانانیوز "  با دکتر فرامرز اکرمی؛ پژوهشگر و مدرس اقتصاد سیاسی بررسی شد.

 فرامرز اکرمي  دانش آموخته دانشگاه علامه طباطبايي و دانشگاه تربيت مدرس در مقاطع تحصيلي کارشناسي و کارشناسي ارشد مديريت بازرگاني ومديريت صنعتي است. وي دکتري خود را در رشته اقتصاد سياسي از دانشگاه فرايبورگ سوئيس اخذ کرده است. دکتر اکرمي، ازسال 1370 بعنوان هيات علمي درمراکز آموزش عالي و دانشگاه هاي کشور به تدريس اشتغال داشته و در حال حاضرعضو هيئت علمي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري است.
با توجه به مطالعات و تحقيقات گسترده ايشان در خصوص مديريت اقتصاد و مسائل مربوط به توسعه در داخل و خارج از کشور ونيز آشنائي وي با حوزه هاي مديريتي واقتصادي  کشورهاي در حال توسعه وبا توجه به رخدادها وتبعات ناشي از بحران مالي کنوني در اقتصاد جهان ، در پي هماهنگي قبلي ازايشان خواستيم تا دريک فرصت مناسب با طرح ديدگاه ها و تحليل هاي  خود به بحث و گفتگو بنشينيم. اکنون ضمن تشکر از آقاي دکتر اکرمي که اين فرصت را دراختيار دانانيوز قرارداد وبا صبر و حوصله اهتمام ويژه نسبت به پاسخگوئي به سوالات بعمل آورد، متن مصاحبه انجام شده را در زير درج شده است، اميد واريم اين گفتگو نتايج درخور ومفيدي براي تصميم گيرندگان ونيز اطلاعات مفيدي را براي خوانندگان به همراه داشته باشد.انشاءالله

دانانیوز: شرايط دگرگون شونده و پيچيده بين المللي و داخلي سياسي واقتصادي براي خوانندگان ما سوالاتي را ايجاد کرده است. تمايل داريم نظرشما را در خصوص برخي از سوالات خوانندگان جويا شويم.
درابتدا ازقيمت نفت و بحران فعلي که کشورهاي توليد کننده نفت را تهديد مي کند جويا مي شويم. لطفآ تحليل و پيش بيني خودتان را درباره منشاء و آينده اين بحران بيان فرمائيد؟

دکتر اکرمی: با تشکرازفرصتي که فراهم آورده ايد، من هم بي مقدمه که البته تمايلي به آن ندارم از مسئله نفت و بحران فعلي دربازارهاي نفتي شروع مي کنم، و دراين خصوص به اختصار بايد بگويم که بازارنفت و بازارحامل هاي انرژي از بازارهاي  بسياراستثنايي هستند و روند وتغييرات درآن دربسياري اززمان ها ازاصول عمومي حاکم بربازارها تبيعت نمي کند.  براي مثال توجه شما را جلب مي کنم به شرايطي که درچند سال اخيرمنجر به افزايش قيمت نفت شده است و سوال من و يا به عبارتي تحليل شرايط اين است که چه عواملي سبب افزايش بي سابقه قيمت نفت دربازارشد؟ و بايد براي روشن شدن اين سوال اضافه کنم که به جزدرموارد استثنايي، چه زماني کشورهاي صادرکننده نفت درتعيين قيمت نفت و يا حفظ قيمت آن نقش اساسي داشته اند؟ به نظر مي رسد، کشورهاي صادر کننده نفت که يا بعلت تشتت بيش ازحد درهدف و يا تفاوت درمنافع تعريف شده ويا به دليل شرايط خاص سياسي و اقتصادي اي که اغلب آنها با آن درگيرهستند، توانايي ويا حتي تمايلي به تغييرقيمت ها ندارند وبصورت کلي اين عوامل بيروني هستند که جهت دهنده به اين تغييرات هستند. حال ازنقطه نظرچاره جويي وارائه راهکاردرچنين شرايطي به نظر مي رسد کشورهاي صادرکننده بايد به ترتيب ديگري مسئله را براي خود تعريف و تحليل کنند و ازطريق ممکن فرصت ها را به نفع منافع ملي کشورخود رقم بزنند. دراين مورد خاص پيشنهاد من براي کشورهاي صادر کننده نفت و صادرکنندگان ساير حامل هاي انرژي تدبيردرمديريت مالي اقتصاد کشورو حفظ استقلال اقتصاد کشورازعواملي است که معمولا غير قابل پيش بيني هستند وخارج ازاراده تصميم گيرندگان تغييرمي کنند و اصولا رفتاراين عوامل خارج از توان و دخالت اين کشورها است. به عبارتي من پيشنهاد مي کنم آنها برنامه هاي خود را براساس تدبير درمديريت مالي کشورو مستقل ازاين نوع درآمدهاي غيرقابل کنترل برنامه ريزي نمايند.براي مثال، بين بودجه عمومي ودرآمد هاي نفتي خود فاصله اي معقول قائل باشند. اين تجربه اي است که نروژ درعمل به دنيا عرضه کرده است. بدون شک نروژ اقتصاد خودش را مستقل ازاقتصاد نفت قرارداده است و لذا بحران هاي نفتي و به تبع آن تلاطم درآمد هاي نفتي آنها را به وجد نمي آورد و يا به استيصال نمي کشاند. ارزش و وزن صادرات نفت وعوايد آن حد مشخصي در اقتصاد آنها دارد و بيشترازآن به آن بهايي نمي دهند و برهمين اساس سرنوشت و شرايط اقتصاد و مردم شان را به نوسانات غير قابل پيش بيني ورقم خورده توسط دست هاي پنهان نمي سپارند. جالب است که دردنيا در بين اقتصاد دانان سياسي اين تزبه نام تز دکترمحمد مصدق " اقتصاد بدون نفت" مشهوراست. امروزما مي توانيم آنرا با توجه به اهميت درآمد هاي نفتي براي برخي از کشورها با تعيين يک حد ثابت و قابل قبولي درابعاد معقول تري برنامه ريزي و يا به قولي مدل سازي کنيم. به زبان ساده تربرنامه هاي توسعه اقتصادي بايد متکي به درآمد هاي پايداروبا ثبات تدوين و اجرا شود و سرنوشت کشور، اقتصاد ومعيشت ورفاه مردم نبايد به درآمد هاي احتمالي و غيرقابل پيش بيني و ناپايدارگره زده شود. رفتاري که سبب مي شود برنامه ريزي ها بي ثبات و اميد به آينده کمرنگ شود.

دانانیوز: سوال بعدي در خصوص بحراني است که به نظر مي رسد کشور امريکا را در بر گرفته است و امواج آن اقتصاد اروپا را هم تهديد مي کند. اين بحران را چگونه ارزيابي مي کنيد و اثرات احتمالي آنرا بر اقتصاد امريکا، اروپا و کشورمان چگونه مي بينيد؟ 

دکتر اکرمی: اين موضوع داستاني طولاني تردارد و ما به عبارتي براي پاسخ گويي به اين سوال نيازمند تحليل هاي جامع تري هستيم ودر اين راستا نيازداريم  فضاي تحليل را علاوه برمباني آن در چهار چوب علم اقتصاد به تحليل هايي متاثرازچهارچوب فضاي اقتصاد سياسي و نه صرفا اقتصاد محض توسعه دهيم. اما درمقدمه لازم است بدانيم، نخست آنکه پديده بحران و رکود، ازديدگاه علمي – تاريخي در علم اقتصاد، همزاد نظام هاي اقتصادي هستند و اين پديده ها با استناد به نظربسياري ازمتخصصين علم اقتصاد به صورت دوره اي وتاريخي بر نظام هاي اقتصادي عارض مي شوند و خصوصا نظام هاي اقتصادي بزرگ هرازچند گاهي با اين مشکلات روبرو هستند. اگر چه نمي توان منکرآن شد که عملکرد مديران درنظام هاي کلان اقتصادي وسياست هاي پيدا و پنهان اقتصاد هاي بزرگ و منافع آنها نيزممکن است در شکل دهي و گسترش بي رويه اين مشکلات موثر باشد. لذا من دراينجا آنرا با احتياط بحران تلقي مي کنم و بيشترمن تمايل دارم آنرا يک شرايط ويژه بنامم که آنها روش برخورد با آنرا بخوبي مي دانند ودرتعقيب بحث روشن خواهم کرد که چرا وچطور!  دوم اينکه براي تحليل اين شرايط ما نياز داريم ببينيم که برفرض آنکه اين يک بحران باشد که آنها نتوانند آنرا مديريت کنند و درپي آن ما بايد منتظريک رکود باشيم،  چه کساني از آن بيشترين ضرررا مي بينند و البته که بحران و رکود به نفع هيچکس نيست. اگر چه کساني ممکن است با مديريت بحران بتوانند کمتر صدمه ببينند و احيانأ از جريانات تحميل شده به بازارها با استفاده از راهکارهاي بلند مدت به نفع منافع ملي  خود بهره برداري نمايند.
سوم آنکه امروزاصول حاکم بر نظام هاي اقتصادي - سياسي بسيارمتحول شده اند و شرايط بسيارازفضاي کلاسيک دنياي اقتصاد متفاوت شده است. روابط اقتصادي، سياسي واجتماعي و شبکه تعامل آنها باهم، دردنيا بسياردرهم تنيده وپيچيده شده است. لذا چنين پديده اي ممکن است حتي عمدا براي مديريت وهدايت اقتصاد جهان درچهارچوبي متفاوت طراحي، برنامه ريزي و اجراء شده باشد. بطورمثال ممکن است بهم ريختن هدفمند يک شرايط متعادل براي از پا درآوردن رقبا در يک شرايط نامتعادل برنامه ريزي شده باشد. يعني مي خواهم بگويم که برخي که از خود خيلي مطمئن هستند اين شرايط را براي منظورهاي خاص مديريت مي کنند، حال برگردم به سوال شما که مستلزم مرورتحولات و مناسبات سياسي و اقتصادي وقطب بندي هاي تاريخي است. اجازه بدهيد برويم به دهه 90 قرن بيستم، زماني که با بالا گرفتن مشکلات اقتصادي، فروپاشي سياسي اتحاديه جماهير شوروي آغازو در خاتمه نيزآن شرايط منجربه ازهم پاشيده شدن سريع نظام سياسي گرديد. به تبع فروپاشي نظام دوقطبي مبارزه و رقابتهاي پيدا وپنهان متعددي را براي يارکشي و تشکيل دسته بندي هاي جديد اقتصادي و سياسي درجهان شکل داد. درجريان پيدايش شرايط جديد و ظهورفرصت هاي تازه، ازيک سو اروپايي ها فکراروپاي متحد را به عنوان يک وزنه قوي وبا منافع مستقل، که آرزويي ديرينه ايي بود را به سردمداري فرانسه و آلمان مطرح کردند، وازسوي ديگرروسيه، چين، هند وژاپن هرکدام مستقل ويا متحد درصدد تحکيم و يا توسعه جايگاهشان درقرن بيست ويکم برآمدند. از ديد آمريکايي ها اين جريان ها به اضافه موج هاي تهديد کننده ديگري که عمدتا توسط ايران و جريان هاي متاثر از انقلاب اسلامي ايران شکل مي گرفت و يا به جهت آوازه استقلال طلبي هاي کشورهاي تازه استقلال يافته آسياي مرکزي طنين اندازمي شد، همه و همه خبرازشرايطي مي داد که آينده سرنوشت جهان وازهمه مهمترآينده سلطه واقتدارآمريکا را برجهان نامعلوم ويا درابهام فرو مي برد. اينها البته کابوس هايي بودند که سردمداري و يکه تازي آمريکا را دچار شبهه مي کرد وآرامش خاطررا ازآمريکا سلب کرده بود. درنتيجه آمريکايي ها که از طرفي؛ منافع و قلمرو سنتي خود را دچارپس لرزه هاي حاصل ازبيزاري کشورهايي چون ايران و موج استقلال طلبي ها متاثرازفروپاشي شوروي درخطرمي ديدند وازطرف ديگر؛ آينده وسلطه يکطرفه خود برجهان را گرفتاررقابت هاي جديدي مي ديدند که توان اقتصادي لازم براي درگيري با آنها را نداشتند؛ حضور يک اروپاي متحد، وجود يک روسيه قبراق با نشاط و آماده براي خيز و ظرفيت بالقوه ژاپن، چين وهند براي ميسر ساختن پيشرفت هاي تکنولوژيکي واشغال بازارها با ارائه کالا هاي ارزان وغيرقابل رقابت درهمه زمينه ها ي سنتي و مدرن؛ بايد استراتژي جديدي براي مديريت شرايط جديد خلق مي کردند. اين شرايط البته بطور موازي همه ذينفعان را به تکاپويي بالاترازحد معمول ترغيب مي کرد. اروپايي ها به سرعت اتحاديه رويايي شان را با برافراشتن پرچم واحد، پول واحد ونهايتا قانون اساسي واحد به واقعيت نزديکتر کردند، روسيه به سرعت اوضاع اقتصادي خود را بهبود داد و با افزايش قيمت نفت خود را در مسير سريع توسعه وبازسازي جايگاه اقتصادي خود درجهان قرارداد،اين موقعيت مي توانست از طريق اتحاد با چين، هند و حتي ژاپن موقعيت ممتازتري را براي طرفين به همراه داشته باشد. چين با تکراررکورد هاي رشد 10درصدي که از سالهاي 1977 به بعد آغاز شده بود و با توسعه سرمايه گذاري هاي خارجي در افريقا و حتي درآمريکا و اروپا ظرفيت هاي غيرقابل باور و روزافزون خود را به رخ جهانيان مي کشيد. هند از قبل موقعيت استراتژيک خود درمنطقه و نيروي کار ارزان و وجود يک دمکراسي واقعي به خوبي از قدرت ها امتيازگيري کرد و درهمين راستا از پيشرفت هاي تکنولوژيکي مهمي برخوردارشد. کشورهاي کم اهميت شرق آسيا امروزبراي خود بهره اي از بازارهاي بين المللي و همکاري با شرکت هاي بين المللي را در گرو دارند، اگر چه به ناگزيربا چالش هاي اقتصادي وسياسي اين رده از اقتصاد بين الملل هم درگير بوده اند. کشورهاي شمال آفريقا هم کم وبيش در جريان دگرگوني قطب هاي سياسي و پيامد هاي اقتصادي آن موضع خود را در سمت تحقق منافع ملي خود بازنگري کرده اند، کشورآفريقاي جنوبي دراين بين يک دگرديسي اساسي را تجربه کرد ه است وکشورهاي کوچکترازبعد اقتصادي هم به گونه اي تلاش هايي براي تجربه استقلال سياسي و اقتصاد ي را تجربه کرده اند اگرچه دراکثرموارد نتيجه اين تلاش ها تکرارفجايع تاريخ و روابط استعماراي است که اين ملل قبلا نيز آنرا تجربه کرده بودند. دراين بين کشورهاي امريکاي جنوبي هم در شرايط ياد شده خود را درمسيرهاي متفاوتي آزموده اند. کوبا پس ازيک هاراگيري سياسي حاصل ازتعصب بدون منطق و بدون توجه به تغييرات اساسي دراقتصاد دنيا، اکنون به خود آمده ودريک مداراصلاحي تازه مسيرتاريخي خود را براي حفظ استقلال اقتصادي وسياسي در يک شرايط جديد ازسرگرفته است. مکزيک ، آرژانتين،شيلي وبرزيل به عنوان کشورهايي پيشرو و با اقتصاد هاي درخوراهميت در اين ناحيه کماکان با الگوهاي توسعه اقتصادي ويژه خود درتلاش براي ايجاد جبهه هاي نوين اقتصادي هستند. نيکاراگوآ، اروگوئه، ونزوئلا ،پرو،بوليوي ، گواتمالا و..، دربرهه هاي زماني مختلف.به تجربه هاي متفاوت و نامستمر، بدون داشتن استراتژي روشن دست زده اند که هنوز نتايج نهادينه ودرخوري نداشته است. اينها مسائلي بودند که قطب بندي هاي قرن بيست ويکم را شکل مي دادند و زنگ هايي بودند که براي آمريکا بصدا درآمده بودند. امريکا در مقابل با بهره گيري ازهمراهي متحدينش انگليس، کانادا، استراليا،ژاپن و حتي درمواقع لازم با بهره گيري ازهمکاري دوست ودشمن که حتي همکاري استراژيک با آمريکا دربلند مدت به ضررآنها تمام مي شد، به مديريت شرايط وکنترل رفتاررقبا براي استمرارسلطه درقرن  بيست ويکم پرداخت آمريکا همزمان ازچند سو به منظوربرهم زدن تعادل نيروهاي رقبا با بهره گيري ازاستراتژي هاي مختلف تلاش کرده است.
براي حصول اين هدف نخست، با ظرافت تمام و با طرح برنامه هاي نرم سياسي شرايط را مديريت کرده است. براي مثال درمقابله با پاگرفتن اتحاديه اروپا به عنوان يک تهديد از دو طريق اقدام کرده است.از سويي براي متلاشي کردن اتحاديه اروپا که پس ازجنگ سرد ديگردرراستاي منافع آمريکا قرارنداشت اقدام کرده است و ازسوي ديگر براي حفظ و استمرار نيروهاي ناتو که  کماکان به نفع آمريکا مي توانست بکار گرفته شود عمل کرده است. به عبارت ديگردر يک تلاش دو جانبه براي متلاشي کردن اولي و حفظ و استمراردومي اقدام کرده است. آمريکا درابتدا به برهم زدن تلاش هاي کشورهاي عضوازطريق مانع تراشي دربرابرشکل گيري اتحاديه اروپا پرداخت، به اين منظوراز سويي به پشتيباني و حمايت ازحضوردسته اي ازکشورها ي اروپاي شرقي که مشکلات اساسي درارتباط با اتحاد داشتند، براي عضويت دراتحاديه اروپا مي پرداخت وبه موازات آن نيز با بهره گيري ازآراء آنها و فضا سازي و طرح دستاويزهاي جديد و سياست ها ي پيچيده براي نا امن جلوه دادن جهان و ضروري جلوه دادن ماموريت هاي ناتو و به تبع آن ضرورت استمرارتبعيت کشورهاي اروپايي دراقصي نقاط جهان ازسياست هاي آمريکا مي پرداخت. ازسوي ديگرآمريکا با اقدامات و سياست هاي اقتصادي حساب شده ازجمله کاهش ارزش دلار، هدايت شرايط براي افزايش قيمت يورو و افزايش قيمت حامل هاي فسيلي انرژي بعد از اقدام غيرمنتظره وغافلگيرکننده، لشگر کشي به خاورميانه و حوزه هاي نفتي اين منطقه که با رخداد ها و رويداد هاي عجيب و غريب توجيه و تثبيت شد و اجبار و تهديد چين به تحريم هاي اقتصادي و ...به زمينه سازي شرايط براي حفظ برتري اقتصادي اش در بلند مدت پرداخته است.
دوم و از سوي ديگرازطريق طرح واعمال رفتارهاي خشونت بارو طرح برنامه هاي سخت، بطورمثال مطرح کردن القاعده به عنوان جبهه جديد تهديد، ترورو وحشت ومطرح کردن تهديد سلاح هاي کشتارجمعي و شيميايي صدام حسين براي توجيه افکارعمومي براي لشگر کشي و حضورپيدا کردن درمنطقه و مطرح کردن تهديد آميز بودن فعاليت هاي انرژي هسته اي ايران براي توجيه حضورو استمرارحضوردرمنطقه به منظورافزايش توان عکس العمل هاي سريع براي حفظ تسلط برمنطقه و کنترل منابع آن، تسلط برمنابع انرژي منطقه به عنوان بزرگترين منابع متمرکزمنطقه اي درجهان واز همه مهمتر براي  کنترل حضور و منافع ديگران، مستند برتئوري چانگ که مي گويد قدرتها هميشه براي پشتياني ازتجارت و اقتصاد ازلشگرکشي هاي نظامي استفاده کرده اند. به اين ترتيب آنها موفق شدند از طريق سياست هاي ياد شده اتحاديه اروپا را به افول بکشانند برسرعت سرسام آور چيني ها لگامي از افزايش قيمت انرژي و کسادي بازار بزنند و روسيه را با موضوعات مختلفي چون ماجراي چچن، کشورهاي تازه استقلال يافته آسياي مرکزي و...مشغول و بزمين بزنند و درکمال حق به جانبي موضوع جنگ ستارگان را باز سازي و اجرا ء کنند، هند را تطميع کنند ودر مسير برنامه هاي خود به کار بگيرند و سرانجام جهاني مطيع و ترسيده از رکود و بحران جهاني را رهبري کنند. 
اين به عنوان مقدمه براي پاسخ به سوال شما، حال برگردم به اصل سوال شما، من فکر مي کنم بحران حاضر نه تنها مشکلات اساسي براي آمريکا نيافريده است بلکه در بلند مدت براي اقتصاد امريکا تهديد ها را نيز به فرصت تبديل مي کند و موقعيت استراتژيک اقتصاد امريکا را نيزبراي قرن حاضر تضمين مي نمايد.
اين نتيجه گيري اگرچه با توجه به زمان شتاب زده به نظر مي رسد اما با توجه به بسياري از شواهد و نتايج بدور از منطق هم نيست.  در هر صورت تحليل من از جريان اقتصاد اين نتيجه گيري اگرچه با توجه به زمان شتاب زده به نظر مي رسد اما با توجه به بسياري از شواهد و نتايج بدوراز منطق هم نيست.  درهرصورت تحليل من از جريان اقتصاد جهاني چنين است و گمان مي کنم چنانچه ما نيز با هوشياري و فراست و شناخت شرايط عمل کرده باشيم با توجه به قيمت نفت و فرصت هاي فراهم شده، اين وقايع مي توانست نتايج در خوري را براي اقتصاد ما و منافع ملي ما نيزفراهم نمايد. پس در درون تهديدهاي ياد شده فرصت هايي نيز مقدوربود که اميدوارم مسئولين اقتصاد کشوربا درک موقعيت به خوبي از آن سود برده باشند.

دانانیوز: با توجه به شرايط ياد شده اين سوال پيش مي آيد که شما براي مسئولان اقتصاد ايران و خصوصا با توجه به سوالاتي که آقاي دکتراحمدي نژاد اخيرا دراين خصوص بيان داشته اند، چه  نکاتي را قابل ذکرمي دانيد؟

دکتر اکرمی: قبل ازهر نکته اي لازم به ذکر است که شرايطي که اقتصاد ايران درآن قراردارد بسيار متفاوت ازشرايطي است که سايراقتصاد ها درآن قراردارند و اين براي مسئولين اقتصادي، اجتماعي و سياسي مسووليت مضاعفي را چه از نظرظاهري و چه از نظرباطني فراهم مي کند. به اين معني که دراينجا نظام مدعي طرح يک نظام اجتماعي، سياسي و اقتصادي ديني است و اين هدف محوراصلي همه فعاليت ها است و درطي تمامي اين دوران انرژي و توان زيادي ازعوامل را اين هدف به خود مشغول کرده است. اين تلاش ها دردو بعد قابل بيان است، تلاش براي احداث يک نظام نوين وتلاش براي جايگزين کردن آن. ديگر اينکه اين ادعا به نوعي دنيا را در مقابل ما قرار داده است و از سويي ديگر فرصتي را به ديگران داده است که در مواقع لازم مارا به عناوين مختلف وجه المصالحه اهداف خود قرار دهند، و اين دو قاعدتا محيط را براي شکوفايي ما و فعاليت ما محدودتر و پرريسک کرده است . ما در يک شرايط جغرافيايي و تاريخي به ساماندهي کشورمان پرداخته ايم  که موقعيت برايمان خيلي سخت و پرمخاطره بوده است. ما زمان بسيارطولاني را از نظراجتماعي ،اقتصادي و سياسي درچنين شرايط سخت و پرمخاطره اي  گذرانده ايم. که البته به سبب آن بايد به ملت صبور و خستگي ناپذير افتخار کنيم، ملتي که با همه اين مشکلات مقاومت ميکند. نکته اي که بايد مورد توجه نيروهاي دلسوز  قرار گيرد و آن اينست که ما ديگر نبايد انتظار ضربه خوردن از خودي ها را نيز داشته باشيم و ملت نبايد هزينه اشتباهات ناشي از بي اطلاعي، بد اخلاقي ها و بي تجربگي را پرداخت کند.. مشکل ديگر اينکه ما بطور مبنايي هرگز در تمام طول تاريخ معاصر از زماني که دولت به معناي مدرن آن با انقلاب مشروطه در ايران پاگرفته است و بحث اقتصاد و اقتصاد دولتي مطرح شده است، داراي يک نظام جامع اقتصادي علمي نبوده ايم، به اين معني که استراتژي روشن ومحکمي مبتني برمباني نظري مربوط مبناي تصميمات تصميم گيرندگان و مديران جامعه نبوده است و تقريبا در تصميم گيري ها علائق و احساسات فردي و شخصي جايگزين نظريات و مباني علمي بوده است. درنتيجه از وحدت هدف و رويه و يا استمرار و پيگيري معمول و لازم براي اجراي برنامه برخوردار نبوده ايم. براي مثال درخصوص برنامه هاي 5 ساله کوشش ها ازدهه هاي 30 و 40 شروع شده  و پس از وقفه قابل تحملي، حتي بعد از انقلاب نيز ادامه يافته است، اما هيچگاه برنامه هاي ياد شده مبناي دقيق اقدامات اقتصادي نبوده اند و انحراف از برنامه ها و عدم وفاداري به اصول اين برنامه ها را مکررا شاهد بوده ايم، اگرچه از سوي ديگر اين برنامه ها هم خود داراي سياق و مشي علمي مبتني برشرايط داخلي اقتصاد ما نبوده اند و بيشتر کپي برداري ساده و ابتدايي ازبرنامه هاي ديگران و نظريات و الگوهاي اقتصادي اي بوده اند که با اقتصاد، نهادها و بنيان هاي اجتماعي و اخلاقي مردم ساکن در اين کشور حتي در تعارض هم بوده اند.مثلا موضوع تقسيم اراضي که نوک اصلي تحولات اقتصادي انقلاب سفيد بوده . اقدامي است که نه تنها سبب پيشرفت اجتماعي و اقتصادي جامعه و حصول اهداف مورد نظرنبوده است بلکه بنياني براي اعتراض هاي اساسي و فرو پاشي نظام سياسي اي شده است که آنرا ترويج مي کرده است. بايد به ياد داشته باشيم که نظريات و مکاتب اقتصادي از آن حيث که در دايره علوم انساني قرار دارند  بنحوي که درعلوم تجربي با آن روبرو هستيم، قابل تسري به ساير شرايط و يا جوامع نيستند.  لذا شايد بتوان الگو هاي نظري و نظريات مکاتب مختلف اقتصادي را به عنوان اصول علمي و قوانين محضي پذيرفت که تنها درشرايط آزمايشگاهي و عدم دخالت سايرعوامل قابل استفاده و تحليل هستند، و هميشه بايد به ياد داشته باشيم که آنها فقط مثال هاي فرضي  از شرايط مشابه هستند و نه دقيقا همان شرايطي که ما با آن در گير هستيم. آنها وضعيت هاي متفاوتي را تحليل مي کنند و از اين جهت است که ارائه دهندگان راهکارها ي اقتصادي همواره تاکيد دارند که نظريات و مکاتب دراقتصاد تنها خطوط راهنما يي است که حاشيه و حدود جاده را مشخص مي کنند نه همه جزئياتي را که راننده درعمل با آن در جاده مواجه خواهد شد. لذا برنامه هاي اقتصادي بايد متکي براستراتژي هاي بومي باشند. ضروري است که نظريه ها ي جهاني تنها درقالب شرايط محلي و بومي و با توجه به عوامل موثرمتعدد محلي بازسازي وبه اجرا در آيند.
موضوعي که در کشور ما هيچگاه ملاکي براي بهره گيري از نظريات و مکاتب اقتصادي نبوده است. اينها نکاتي در خصوص شرايط ويژه ما است، و اما به سوال اصلي شما برگرديم، دراين خصوص هم من نياز دارم که مقدمه اي را بيان کنم. نخست آنکه زمان براي طرح چنين سوالاتي از سوي دولتي که فرصت اجرايي اش در حال اتمام است بيشتر تجملي به نظرمي رسد تا آنکه از سرنياز واقعي عنوان شده باشد. به نظر مي رسد بيشتر به حواشي تبليغاتي آن نياز است تا آنکه نکته اي براي اجرا و يا تصيح و اصلاح مد نظر باشد. اصولا به نظر مي رسد مسوولين محترم بايد پيش ازانتخاب شدن، برنامه هاي مدون وراهکارهاي لازم را براي اهدافي که در جريان انتخابات به مردم وعده مي دهند را بسته باشند. و اساسا بايد براساس برنامه ها و راهکارها ي ارائه شده انتخاب شده باشند و حتي قبل ازآن، بايد زماني که به سير و روند اجرايي قبلي انتقاد مي کردند، برنامه ها و راهکارهاي مربوط را براي حل مشکلات و مسائل ديده باشند و براساس آن داوطلب گره گشايي از مسائل شده باشند. اين که معمول شده است و اشخاص بر موج احساسات مردم و مشکلات آنها سوار مي شوند و وجه المصالحه آنها نيزکسب عنوان و پست است نمي تواند واقعا مسووليت عرفي و شرعي آنها را جواب بدهد، اگر چه اين رفتارروال معمول درمملکت ما شده است. برنامه هاي اشخاص و يا جناح ها در چنين مواردي بيشتراز يک جريان ساده ازانتقادات و همدلي هاي احساسي شکل گرفته است که متاسفانه اخيرا اين موضوع حتي تا به حد حفظ و حمايت از پيوند هاي شخصي و منافع اشخاص نيز تنزل يافته است. درچنين شرايطي از آنچه که ميتوان آنرا نقطه اختلاف نظر اين گروها و اشخاص به سبب تفاوت ماهوي دراهداف، برنامه ها و راهکارهاي آنها دانست خبري نيست. اين است که من آرزو مي کنم اين اشخاص و يا گروهها به سمت طراحي برنامه ها و راهکارها بروند. براي مثال براي همين انتخابات آتي رياست جمهوري عمدتا مي بينيم که اين اشخاص هستند که مطرح هستند، خوب به يک معني شايد اين حاصل ميزان دسترسي و سطح اطلاع مردم ازاين افراد و رفتارهاي اداري و سوابق تشکيلاتي آنهاست که به آرا تبديل مي شود اما از آنجا که مشکلات کماکان باقي است و دراکثر موارد رشد نيز داشته است، در حالي که ميزان انرژي و هزينه ها و اوقات مصرف شده کشوري همچنان طبق شواهد آماري رو به افزايش به نظرمي رسد. اين سوال مطرح مي شود که اگر ما داراي برنامه هاي جدي و روشني هستيم و انرژي هاي آنچناني را هم براي اجراي آنها صرف کرده ايم پس چرا دولت ها به نتايج درخوري نمي رسند و علت فاصله نتايج با اهداف برنامه ها در چيست؟  زماني که هيروشيما در عرض بيست سال بازسازي کامل مي شود و آلماني ها طي دو دهه مجددا جايگاه صنعتي خود را در جهان محرزمي کنند و امروز هم روسيه درطول تنها يک دهه اقتصاد ورشکسته خود را بازسازي و ترميم مي کند و از دام تورم هاي وحشتناک چند صد درصدي زمان يلتسين تنها طي دو دوره مسئوليت پوتين به رونق اقتصادي مي رسد و ديگر از صف بيکاران و آوارگان در آنجا خبري نيست يا کشورهايي چون مالزي، اندونزي بدون داشتن حتي ثروت و منابع طبيعي به يکباره ازخاک فقر وگرفتاري هاي اقتصادي سربه اوج ورونق اقتصادي مي گذارند؛ اين سوال پيش مي آيد که پس ما راه به کجا ميبريم؟   لذا به نظر مي رسد گروهها و اشخاص بهتر است به جاي تبليغات در چهارچوب بد اخلاقي ها به تشکيل گروههاي مطالعات اجتماعي، اقتصادي و سياسي لازم براي ارائه برنامه هاي قابل پيگيري بپردازند. و بهتر است از هم اکنون که فرصت هم زياد است اين علاقه مندان و دلسوزان نظام و کشور، براي شروع هم که شده است براي خود برنامه هاي لازم را در چهارچوب اعتقاداتشان تنظيم کنند همانگونه که در امور خصوصي شان از طريق برنامه ريزي و هدف مداري موفق بوده اند. اين توصيه اساسي به جهت حفظ عزت اين نظام و مردم  است. مردم بايد قبل ازهر چيز به برنامه داشتن اين مسئولين توجه داشته باشند براي رئيس جمهور فعلي و رئيس جمهور آينده و هر مسئول مربوط ديگري داشتن برنامه مدون و ازهمه مهمتر داشتن برنامه اقتصادي روشن و محکم و قابل دفاع يک وجاهت شخصيتي، ملي و ارزشي است. و اما باز برگرديم به سوال شما، از ديد من بدون استثناء توسعه يافتگي و پيشرفت تمامي کشورها مبتني بردو شاخص قابل ارزيابي است، يا به عبارتي کوشش هاي اقتصادي و اجتماعي همه کشورها بر بهبود دو شاخص متمرکز است که ساير شاخص ها با حصول اين دو به دايره امکان راه مي يابند. از ديد من توزيع ثروت و اشتغال دو راهبرد بنياديني هستند که پويايي اقتصادي و اجتماعي و همچنين استمرار، ثبات و تداوم نظام هاي سياسي هر جامعه را ميسر مي کنند. به عبارتي به نظر من اشتغال و توزيع درآمد کليدي ترين عوامل ارزيابي توسعه اقتصادي کشورها هستند. در واقع سايرشاخص ها تنها در زمينه يا حاشيه اين مباحث معني دارمي شوند. حال بايد ديد اگر توسعه منوط به بهبود اين دو شاخص است که در حقيقت فرصت زندگي و کيفيت زندگي را درجوامع شکل مي دهند. چگونه مي توانيم  اين دو را ارتقاء دهيم؟در حقيقت راهکارهاي ما براي تحقق اين راهبرد ها چيست؟ در يک جامعه سالم و توسعه يافته توزيع ثروت و توزيع درآمد دربين طبقات اجتماعي در فواصل منطقي و قابل توجيهي بر اساس ملاک هايي چون سطح دانش، مهارت، سخت کوشي وخلاقيت وبرخي ديگر ازعناصرفرهنگي و بومي و محلي شکل مي گيرد. هر چقدر اين طبقات متعادل تر باشند اميد به زندگي ، انگيزه براي زندگي و رضايت اجتماعي نمود بهتري مي يابد وبلعکس. همچنين در يک جامعه سالم، حياتي بودن فرصت داشتن شغل براي امرارمعاش و معيشت افراد غير قابل کتمان است. تلاش معقول و منطقي افراد براي يافتن شغل مناسب و متنعم شدن ازامکانات ومنابع طبيعي و فراورده ها دريک کشورحق طبيعي احاد جامعه است. درحقيقت برخورداري و احساس تعلق و مالکيت اجتماعي که جزء لاينفک تشکيل جامعه است حاصل داشتن فرصت زيست اجتماعي وعضويت يافتناست که درامکان شرکت و فرصت حضورافراد درگروههاي شغلي درآمدزا درشکل دهي به رضايت و کيفيت و کميت زندگي و ارتقاء سطح تعاملات اجتماعي دخالت دارد. زمينه عملياتي شدن اين دو راهبرد براساس تجارب حاصل ازعملکرد کشورهاي توسعه يافته وابسته به ارتقاء و توسعه سه محور اساسي در جامعه است. اين سه محورعبارتند از ايجاد و توسعه آموزش و تحقيق، فراهم کردن و توسعه شبکه بهداشت و درمان و نهايتا توسعه زير ساخت هاي لازم براي توسعه ارتباطات بصورت واقعي مثلا شبکه راه ها و جاده ها وتلفن ودورنگاروچه بصورت مجازي ازطريق شبکه هاي اينترنتي و... بدون شک اين سه عرصه فعاليت ازمهمترين وممکن ترين راههاي پيشرفت وتوسعه هر کشوري هستند. اين ها داروهاي درمان بخش بدون اثرات جانبي هستند و فرصت پيشرفت را در ممکن ترين زمان براي کشورها فراهم مي آورند. به شهادت تاريخ اقتصادي جهان اين سه فصل محوراصلي واوليه براي برنامه فعاليت هاي توسعه همه کشورهاي توسعه يافته امروز بوده است. توسعه يک کشوربدون فراهم کردن، توسعه و ارتقاي سيستم آموزش و تحقيق براي همه ، شبکه در دسترس و ارزان بهداشت و درمان و سرانجام بدون وجود يک شبکه واقعي ازارتباطات چه از طريق مسيرهاي مواصلاتي واقعي و چه از طريق شبکه هاي ارتباطي مجازي پيشرفته امروزين ممکن نيست. اين راهي مطمئن و بدون شکست وبدون هدردادن هزينه ها است که هيچ فعاليت اقتصادي ديگري ازمزيت هاي آن برخوردار نيست. به اختصار مي توان گفت، امکان اشتغال کامل، توزيع ثروت و درآمد عادلانه، پيشرفت هاي صنعتي و کشاورزي، کاهش تورم، ايجاد رونق اقتصادي وتوليد تنها جنبه هايي از خواص اعجاز آميزاين شاخه ها از فعاليت هاي اقتصادي است. بطور مثال در اين ارتباط بحث يارانه ها را مورد ملاحظه قراردهيم که مورد توجه همه دوستان درتمامي خطوط سياسي نيز هست. خوب ببينيم اين در کجا مي تواند سبب نتيجه، ثمروفايده براي جامعه ما باشد. لازم به ذکر است زماني که از نتيجه و ثمر صحبت مي کنيم اشاره مان به کمک اين يارانه ها براي ايجاد ارزش هاي اقتصادي با ثبات براي تحقق اهداف نظام اقتصادي است براي حصول توسعه اقتصادي و داشتن يک نظام اقتصادي توانا و پويا است نه حصول اهداف تبليغات انتخاباتي که متاسفانه امروز بيشترانگيزه دوستان شده است. اين يارانه که البته يک راهکاردرخوردرحل مسائل اقتصادي نيزاست و ما براي تحليل دقيق تر آنرا دردوجهت ضروري دانسته ايم؛ براي پشتيباني وتوانمند سازي و فراهم کردن زمينه فعاليت ها ي اقتصادي بخشي از جامعه و يا ايجاد حمايت براي بخشي ديگرکه نيازحياتي به اين کمک ها براي ادامه بقاء دارند يا به عبارتي دراين بخش ما با گروه هايي از جامعه روبرو هستيم که به دلايل مختلف نمي توان انتظار فعاليت اقتصادي از آنها داشت و نيازمند حمايت و کمک هستند. البته هيچگاه هدف از يارانه ها حفظ موقعيت نيست، بلکه بايد به مرور زمان با بکارگرفتن يارانه ها دربخش هاي مورد نظرشرايط را به سمت يک وضعيت بهتر ودر آخربه يک وضعيت توسعه يافته هدايت کنيم.يا به نقل قول معروف، به جاي ماهي به اين دسته بايد قلاب هديه کنيم. اما آنچه که اينجا حاصل شده است و خيلي مهم است اين است که دراين مدت بسيارزياد اين کمک ها نتوانسته اند آن هدف آرماني را تحقق ببخشند و اگربي انصافي نباشد تنها درجزيي ازموارد وبرهه هايي از زمان اين سياست ها نتيجه بخش بوده اند، چه در گذشته و چه در حال؛ مثلا، درقبل از انقلاب در بخش آموزش رايگان و بعد از انقلاب دردوره جنگ اين راهکار تا حدودي مفيد بوده و نظام اقتصادي و اجتماعي را به اهدافش رسانده است. البته اين راهکاراز قدمت زيادي برخورداراست و به جهاتي بحثي بسيارقديمي محسوب مي شود که به اشاره بعضي ازاسناد پيشينه آن حتي به زمان هخامنشيان بازميگردد، و يا رد آن درمباحث ديني مي توان بطور مختصربه آيات روشني از قران در خصوص درراه ماندگان، ابن سبيل و يا ايتام و يا مفلصين که در بخش هاي توليد ويا تجارت ورشکست شده اند، اشاره کرد. همانطورکه گفته شد اين راهکار براي بسياري از موارد و شرايط خاص تحت نظارت هاي اصولي اثرات درخورو با معني دارد. اما در زمان معاصرکه تقريبا به صورت جدي از ملي شدن نفت شروع و البته با افزايش يکباره قيمت نفت و وارد شدن مبالغ هنگفتي از نقدينگي از سال ???? به بعد به صورت جدي تر در اقتصاد کشور ما ظاهر مي شود اثرات مثبت آن به تبعيت ازميزان شعاري بودن آن ثمر کمتري داشته است. بطورمثال پس از انقلاب با صرف نظر کردن از يارانه هاي بکار گرفته شده براي بخش نيازمند به حمايت و کمک ها که اضطراري تلقي شده است؛ البته اين به معناي آن نيست که حمايت هاي انجام شده توسط دولت در بخش نيازمند جامعه به درستي نتيجه داده باشد اما از آنجا که ترک چنين حمايت هايي آثار زيان بار اجتماعي بسياري را به جامعه تحميل مي کند و از نظر شرعي نيز کسي نمي تواند مسئوليت خلاء آنرا در درگاه خداوند پاسخگو باشد لذا حد اقل ها هم در اين قسمت قابل تحمل است گرچه استفاده از راهکار هاي فوق الذکر مي توانست به مراتب نتايج ثمر بخش تر و مستمر تري را براي اين گروهها به همرا ه داشته باشد؛ بخش ديگر که براي پشتيباني از صنعت و کشاورزي بکار گرفته شده است، نتوانسته مشکلات و معضلات بنيادي اين بخشها را براي توليد و رقابت و حضورمستقل و بيرون ازچترحمايتي دولتي و بدورازانواع واقسام رانت هاي اقتصادي و سياسي حل کند. بطور مثال ببينيم که يارانه ها درعمل چگونه بکاررفته اند. براي مثال وام هايي که به اين بخش ها اختصاص يافته است ويا قانون هاي گمرکي که انحصاردر توليد و فروش را براي اين بخش ها در داخل به وجود آورده است ؛ مثلا آنچه که دربخش هاي صنعت و کشاورزي هزينه شده و يا فراهم شده است، اما اينها همه درطي اين سالها باعث نشده است که امروزما داراي توان رقابتي در بخش هاي مختلف توليدي و خدماتي، صنعت، کشاورزي، معدن، تجارت و يا حتي نفت باشيم و بطورکلي توان توليد ي قابل اتکاء ورقابتي درحتي يک بخش راهم خارج از امکانات خدادادي داشته باشيم. چرا همه اين هزينه ها نتوانسته است که حد اقل اهداف را هم براي ما دربخش توسعه ايجاد کند؟ اين رويه از طرفي ما را به خصوصي سازي افراطي و بدون مطالعه هم ناگزيرکرده است، در حالي که آن هم شرايط خودش را مي طلبد که متاسفانه چون ناگزيراز انجام آن هستيم نتوانسته ايم به طوراصولي آنرا به اجراء در آوريم. فعلا ازاين بحث بگذريم به بحث خودمان برگرديم مضافا والبته براي مزاح عرض  کنم که اگردرطي سالهاي گذشته ما حداقل فرصت واردات را داشتيم الان حد اقل کانال ها و ساختارلازم براي واردات و تخصص لازم براي واردات را درک کرده بوديم اما حالا حتي اين را هم نمي توانيم به خوبي انجام دهيم واز ساختارو زمينه هاي لازم براي آن محروميم . بازارهاي ما امروز محلي براي واردات قاچاقي و رسمي بنجل ترين کالاهاي دنيا بدون ضمانت هاي لازم براي خدمات پس از فروش و يا کيفيت است. البته فرصت حاضر تکافوي بحث بيشتر دراين باره را نمي دهد و لازم است در يک فرصت زماني مفصل تر در خصوص تحليل سازوکار عمل و اثرات هريک ازاين فعاليت ها به تفصيل گفتگو کرد. اين سه کليد اساس برنامه رشد و توسعه همه کشورهاي توسعه يافته امروزي بوده اند. اين سه محوربايد در مقابل آدرس هاي اشتباهي مطرح شوند که توسط برخي از  الگوهاي کليشه اي ناکارآمد ترويج شده اند و ما شاهد آثار سوء آنها هستيم،  .
دانانیوز: جناب آقاي دکتر اکرمي ضمن تشکر مجدد از اين فرصت ارزشمند که در اختيار ما قرار گرفت اميدواريم اين گفتگو، نقطه شروع خوبي در طرح و تحليل موضوعات و مباحث گسترده و مبتلابه اقتصادي، مديريتي و اجتماعي جامعه باشد و بتواند با طرح ديدگاه انديشمندان ، اساتيد و نخبگان جامعه، به ارائه راهکارهاي اجرائي مناسبي براي سياستگذاران و نهادهاي مديريتي و اجرائي کشور تبديل گردد. انشاءالله








• پربازديدها:
» گردهمایی بزرگان علم بتن درگیلان
» تاريخ سبزوار: تاريخ و مشاهير اسفراين، بيهق، جوين و سبزوار
» نام نويسي حوزه علميه خواهران جامعه الزهراي قم 21دي ماه آغازمي شود.
» بزرگترین تونل درون شهری ایران در اصفهان گشایش یافت .
» در اصلاح الگوی مصرف مدیریت زمان ومنابع وتغییر نگرش کمیت گرائی به کیفیت نگری اصل است.
» شرکت نیرومحرکه پارسیان در منطقه آزاد بندرانزلی موتورهای سازگار با محیط زیست می سازد.
» چند استفتاء از مقام معظم رهبری در اموربانکی و اعتباری
» بحران امروز، فردای اقتصاد؛ درگفتگو با دکتر فرامرز اکرمی، پژوهشگر و مدرس اقتصاد سیاسی
» همايش و نمايشگاه تخصصي استاندارد، مصالح ساختماني و صننايع جانبي
» راهكارهاي مقابله با عمليات رواني عليه ايران
» مروري بربايدها و کارکردهاي نظام آموزش درآغازهزاره سوم
» کلیسای شرق آشوری (پژوهشی در باب تاریخ، باورها و آیین های دینی آشوریان ایران در پنج سده اخیر)


• در همين زمينه:
» توسل به اولیای خدا اکسیر اعظم دعا است
» سناریوی "ویلی لیکز"آماده سازی فضا برای خروج آمریکا از افغانستان
» نامگذاری اتاق هتلها به نام جاذبه های گردشگری به بایگانی رفت
» چرا تحريمها را بايد جدي گرفت؟
» بهسازی معابر برای جانبازان و معلولان از اهداف شهرسازی
» واكاوی علل مهجوريت قرآن در جامعه اسلامی
» دنیای امروز عصر ترجمه و کپی‌برداری از افکار است
» با هزینه های سلامت 4 درصد مردم به زیر خط فقر سقوط می کنند
» 22 بهمن فرصت طلایی برای وحدت و آرامش
» نقد و بررسي مصاديق محتواي مجرمانه در فضاي مجازي
» مهارتي براي بهتر زيستن:كنترل خشم
» کارمجلس درهدفمندی یارانه‌ها بسیار تکنیکی بود

جست و جو


تبليغات


نظرسنجي